فانوسهایی بر فراز جان
«او» کیست؟ شاید بهترین دوستت، شاید همسایهات که بیصدا میبینیاش، شاید فرزندت که آرزویش را میکشی، شاید رهگذری آشنا، و شاید خودت در نگاه دیگران. این کتاب برای «او» نوشته شده؛ با زبانی که نه از سر تکرار، که از دلِ نیاز و همراهی برآمده.
«فانوسهایی بر فراز جان» از جنس دعاهای همیشگی نیست. نویسنده کوشیده تا هر مناجات، تنها یک موضوعِ خاص را دنبال کند: از تواناییِ زیستن در این روزهای سخت، از عشق و خشم، از گمنامی و شهادت، از خانواده و امید، از زمانِهای گذشته و نفسهای باقیمانده.
اگر برای خود بخوانی، گویی کسی برایت فانوسی روشن کرده تا راه در این غبارِ آخرالزمانی گم نکنی؛ و اگر برای دیگری بخوانی، او را در آغوشی از نور آرزو کردهای.
روایت است:«هرکس را خداوند توفیقِ دعا عطا فرموده، از اجابت محروم نمیشود» و اگر دعایی در این دنیا- به مصلحتی که ما از آن بیخبریم- به اجابت نرسید، خدا آن را به سرای ابَد جبران خواهد کرد. اینها را بگذارید کنار سنت یادگار پیامبر (h) که همیشه اول برای دیگران دعا میکردند بعد برای اهل خانۀ خود. با این وصف، میشود کسی را دوست داشت و برایش طلب خیر نداشت؟! این کتاب، مجموعهای است از خواستههایی کمتر شنیده و نگاشته، در قطعاتی کمسطر که در مجالهای اندک خوانده شوند، برای کسانی که دوستشان داریم و عاشقشان هستیم... برای شما!