احیاء ژانری به نام مستند

احیاء ژانری به نام مستند

زمان مطالعه: 5 دقیقه
زمان مطالعه: 5 دقیقه
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۱۸
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

جای خالی مستندنامه‌ها

چرا مثل فیلمنامه‌ها که منتشر می‌شوند، خبری از سناریوهای مستندها در بازار نشر نیست؟ آیا مستندنامه‌ها به اندازۀ فیلمنامه‌ها سندیت ندارند؟ آیا به آن اندازه قابلیت و ارزش توزیع و پخش ندارند؟ آیا جذابیت کافی ندارند؟ چطور یک نویسندۀ مستند باید یاد بگیرد چطور مستند بنویسد وقتی تقریبا هیچ مستندنامه‌ای (فیلمنامۀ مستندی) در بازار نشر وجود ندارد. فقط با دیدن مستند؟ فقط با دیدن که نمی‌شود نوشت. بخش عمده و مهمی از نوشتن که یک ماهیت مکتوب دارد، خواندن و مطالعۀ چیزی است که ماهیت مکتوب دارد. دیدن مستندهای خوب تنها بخش کوچکی از گنیجینۀ دانش نویسنده مستند را دربرخواهد گرفت.

از طرفی اگر بخواهیم بین فیلمنامه‌ها و مستندنامه‌ها مقایسه‌ای کنیم و انتشار یکی را بر دیگری ارجح بدانیم، بدون شک مستندنامه‌ها در درجه و سطحی بالاتر از فیلمنامه‌ها قرار می‌گیرند. دلایل مختلفی برای این مسئله وجود دارد:

1. برای نوشتن و ساخت یک مستند، تحقیقات و پژوهش‌های متعددی صورت می‌گیرد، داده‌ها تماماً براساس دیده‌ها و شنیده‌های مستند، مصاحبه‌های فیلمبرداری شده و مکتوب و مدون، اطلاعات کتابخانه‌ای و... است. مستند، فی‌نفسه به مثابه یک کتاب، یک پژوهش، یک مقاله علمیِ مکتوب است. هرچه سطح کاری و هنری و علمی مستندسازان بالاتر باشد و پشتوانۀ متن مستند بیشتر باشد، ارزش علمی و دانشی مستند بالاتر است. با‌این‌وجود آیا حیف نیست که مستند را نتوان علاوه بر یک اثر دیداری-شنیداری، به‌مثابۀ یک اثر مکتوب نیز خواند و در گنجینۀ آثار مکتوب و تاریخ ادبیات داشت؟!

شاید این سوال پیش بیاید که برای ساخت فیلم‌ها و نگارش فیلمنامه‌ها هم گاهی تحقیق و پژوهش صورت می‌گیرد و مشاوره‌های علمی در نگارش فیلمنامه‌ها دخیل‌اند. درست است. لکن در فیلمنامه‌ها به سبب آنکه با داستان روبرو هستیم، شدت و غلظت تطبیقِ واو به واو متن با واقعیات بیرونیِ قابل استنادِ عینی به مراتب کمتر است و خیال‌پردازی‌های نویسنده بیش از نویسندۀ مستند در متن دخیل است.

2. با انتشار مستندنامه‌ها و تداوم این مسئله، می‌توانیم شاهد رشد و پیشرفت در نگارش، پژوهش و ساخت مستندها باشیم. بدون وجود مستندنامه‌های در دسترس، عملا یک لایۀ مهم و اساسی ساخت مستند پنهان است. بخش زیادی از روش تحقیق و پژوهش مستند که پیش‌نیاز نگارش مستندنامه است، در انتشار حرفه‌ای مستندنامه نهفته و در متن مستند نهفته است. مخاطب از طریق خوانش منابع، ارجاع‌ها، پینوشت‌ها و پانوشت‌ها و مقدمه، موخرۀ نویسنده مستند و... می‌تواند روش نگارش و تحقیق کار صورت گرفته شده را بیاموزد، در کار خود بیازماید و در کارهای بعدی ارتقا دهد.

3. فیلم‌ها، در همان قالب فیلم، بیش از مستندها، در قالب اثر تصویریِ مستند دیده می‌شوند. فیلم‌ها به سبب تبلیغات گسترده‌تر، جشنواره‌ها و جوایز بیشتر، وجه سرگرم‌کنندگی بیشتر و جذابیت‌های بصری و جلوه‌های ویژه، بازیگران و موسیقی، داستان و تخیل و... مخاطبان بیشتری نسبت به مستندها دارند. طبیعی هم هست. اما همین مسئله سبب می‌شود که بسیاری از آثار مستند نه‌تنها دیده نشوند، که در سیاهۀ تاریخ هنر هفتم و در سیاه‌چالۀ تاریخ به فراموشی کامل سپرده شوند. بسیاری از مستندها پیش از آنکه شناخته شوند از دایرۀ انتخاب‌ها و گزینه‌های تماشا و آشنایی مخاطبان با این آثار کنار می‌روند. با‌این‌حال اگر این فرصت را داشته باشند که در قالب کتاب هم عرضه شوند، احتمال آنکه پژوهشگران و علاقه‌مندان به موضوعات مرتبط بتوانند راحت‌تر آن‌ها را پیدا کنند و در کارهای علمی و تحقیقاتی خود از آن‌ها استفاده کنند دوچندان می‌شود.

4. مستندنامه‌ نزدیک‌ترین قالب‌ به قالب روایت و جستار است. وقتی روایت و جستارها و ناداستان‌ها امروزه رونق گرفته‌اند و بعضا حتی در انتخاب‌های مخاطبان، از داستان‌ها پیشی می‌گیرند، چرا باید مستندنامه‌ها را که کاملترین و نزدیکترین متن‌ها به روایت واقعِ زندگی است نادیده گرفته شوند؟

باری، اگرچه تحقق این میل و خواسته بعید می‌نماید، اما به نظرم انتشار مستندنامه‌ها، با همراهی اضافات و حواشی و پیرامتن‌های مستند، می‌توانند برای مخاطبان حتی جذاب‌تر از اثر تصویری خود شوند و با اقبالی متفاوت از اثر بصری مواجه گردند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.