بیدوباره
زمان مطالعه:
1 دقیقه
•
نویسنده:
مرتضی شمسآبادی
شعری از مرتضی شمسآبادی
واژههایم را میفرسایی
روحم را
با تیغۀ نفهمیدنت
امیدم را
با پیش چشمت بودن و
ندیدنت
دستهایی همیشه تشنه
چشمهای شفیته
آغوشِ سرخورده
تا کدامین دوباره؟
وقتی دیگر برگی برشاخه نمانده برای فرسودن
و بهار
تنِ خود را به زمستان فروخته
تا کدامین دوباره؟
این مطلب را به اشتراک بگذارید
دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.