بیپیرایه
زمان مطالعه:
1 دقیقه
•
نویسنده:
مرتضی شمسآبادی
شعری از مرتضی شمسآبادی
دیده بودم خواب تو هربار من
یاد تو افتادهام صد بار من
خاطرت در خاطرم نقشی زند
میکشم تصویر آن دیدار من
من نه دیگر آن منِ سابق شوم
من نه آن شیدای بیتکرار، من
از تو میگویم به هرجا بیهوا
حرف دل را میزنم هم جار من
چشم میگردانم و میبینمت
گرچه بینم هالهات را تار من
خوب میدانم نمیدانی مرا
یا نمیخواهی که باشم یار، من
تو گلی، گلبرگ سرخی در دلم
گرچه باشم در نگاهت خار، من
هرچه فرمودی اطاعت کردهام
نفس خود را بردهام بر دار، من
گوشهچشمی از تو کافی باشدم
تا کنم از جان و دل هر کار، من
این مطلب را به اشتراک بگذارید
دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.