کتابی با تأخیر و خوانشی دیرتر
یادداشت مرتضی شمسآبادی بر کتاب تازهای دربارۀ شهید علی خلیلی: «تنها برای لبخند، شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانۀ مربی مجاهد شهید علی خلیلی»
زمان زیادی طول کشید تا این کتاب را بخوانم. برای کسی که مشتاق هر چیزی دربارۀ علی خلیلی و دانستن دربارۀ او بود، پیدا کردن کتابی تازه منتشر شده دربارۀ او شوقبرانگیز مینمود. همینطور هم بود تا حدودی. خوشحال بودم از اینکه کتاب دیگری درباره او نوشته شده و وقتی دیدم آقای حشمدار که از همراهان و نزدیکان او بوده این کتاب را نوشته، از پیش میدانستم که با مجموعهای از خاطرات و چیزهایی مواجه میشوم که نویسندۀ کتاب به سبب ارتباطش با علی و خانوادۀ او از آنها مطلع بوده یا مطلع شده و حالا روایت میکند؛ لذا حرفهایی شنیدنی و خواندنی است.
شهید علی خلیلی را بیش از هرچیز به عنوان شهید امربهمعروف و نهیازمنکر به مردم شناساندهاند درصورتیکه به هزارویک دلیل و نشانه و حرف، او شهیدامربهمعروف و نهیازمنکر نیست، شهید «دفاع از ناموس» است. او در دفاع، زخمی میشود، جانباز میشود و به سبب همین جانبازی و جراحت شهید میشود. دفاعی که مقدس است و یک نشانه از آن خیلِ نشانهها هم اینکه او را درست در میانۀ شهدای دفاع مقدس به خاک سپردهاند، درحالیکه چنین چیزی نه معمول است و نه توجیه شدنی و قطعۀ شهدای دفاع مقدسِ جنگِ هشت سالۀ عراق و ایران حتی از شهدای مدافع حرم هم جداست. این یکی از آن چند دلیل است که علی خلیلی را شهید دفاع از ناموس، شهید دفاع مقدس میکند و نه شهید امربهمعروف و نهیازمنکر. باقی را آنها که دربارۀ علی خواندهاند یا مستندهای او را دیدهاند میدانند و اگر بخوانید و ببینید متوجه خواهید شد. به نظرم هنوز این موضوع جا نیفتاده و تصویر و گزارهای که در اذهان جا افتاده نیاز به اصلاح دارد و برای این اصلاح همچنان باید کار ساخت.
از طرف دیگر، باوجودآنکه تا امروز حداقل سه کتاب دربارۀ شهید خلیلی منتشر شده، (یک عنوان کتاب دیگر هم دیده بودم اما هنوز نتوانستهام پیدایش کنم و بخوانم، بنابراین بنا را بر همین سه کتابِ در دسترس میگذاریم.) همچنان احساس میکنم جا برای کار کردن دربارۀ شهید خلیلی هست. گمان دارم هنوز خاطرات دوستان نزدیک علی، بچههایی که مربیشان بوده، همکلاسیهایش و همدرسهای حوزهاش مانده که ظرفیت و ارزش مکتوب و مدون شدن دارد.
(اما خارج از بحث این کتاب و به بهانۀ این کتاب، میخواهم حاشیهای بزنم بر این یادداشت: سالروز تولد شهید خلیلی که شد در پیامرسانهایم پیام گذاشتم برای دوستان که هرکس این کتاب را نخوانده و دوست دارد بخواند آدرس بفرستد تا برایش به عنوان هدیه بفرستیم. غیر از دو نفر، از میان بیش از 40 نفر کسانی که پیامها را دیده بودند کسی ابراز تمایل نکرد. برایم هم عجیب بود و هم ناامیدکننده. یعنی دوستان و آشنایان گرامی حتی حاضر نبودند کتاب هدیه بگیرند! زحمت هدیه گرفتن هم به خودشان ندادند! هرچند هرکس سلیقهای دارد و شاید غیر از آن دو نفر، فرد دیگری تمایل یا شرایط خواندن کتابی با این موضوع را نداشت، اما ضمن آگاهی از این احتمال به نظرم آمد دیگر در فرهنگ کتابخوانی کار از ترویج گذشته و در مرحله تزریق هستیم! گویی باید کتابها را تزریق کرد، بلکه کسی به سطری از کتابی دچار شود. این احساس به صرف تجربۀ اخیر نیست، بلکه طی حداقل دو سال گذشته، باز هم تجربههای این چنینی داشتهام و پاسخها از انتظاراتم فاصلۀ زیادی داشتند. ولی چه فایده؟ کتاب، برعکس واکسن آنفولانزا و کرونا و... به اجبار تزریق شدنی نیست و بیماریها و خلاءها و سوالهای بیپاسخِ اجتماعی و فرهنگی هم مانند آن بیماریها به سرعت خودش را نشان نمیدهد که جامعه به تبوتاب کتابخوانی بیُفتد و نسبت به آن احساس تشنگی داشته باشد.)
جهت آشنایی با فضای کتاب و گمانهزنیهای احتمالی که میتوان بر اساس عنوانها راجعبه خاطرات و متنها داشت، فهرست کتاب را درج میکنم:
ابلیس قاتل شهداست/ ماجرای این کتاب/ زمینۀ آشنایی/ اولین دیدار/ عهد اول/ خادمی/ اردوی مشهدالرضا/ مرد کارهای زمینمانده/ وفاداری در رفاقت/ حبس نَفس/ روز مادر/ حاجی بفرمایید منزل ما/ کارت تردد/ طرح تابستانه/ نماز استیجاری/ اخلاق خوبان/ جلسۀ اصحاب/ روز واقعه/ داستان آن شب/ نتوانستم جلو نروم/ افضل الفضایل/ فداکاری یا درگیری شخصی؟/ روضهخوان/ ادب زیارت/ نکند بگویی میخواهم بمانم/ از زبان خودش/ ماجرای یک عکس/ مدافع حریم و دفاع از حرم/ علی و نوید/ لباسهای گمشده/ دهانش را پر از سکه کنید/ صحبت آخر/ معشوقه به سامان شد/ کار دست خود شهداست/ وداع آخر/ مربی مجاهد/ میخوای شهید بشی/ من زنده هستم/ قرار ما پنجشنبه/ هدیۀ شب قدر/ یا زهرا (س)/ عفو عظیم/ سائلین قطعهای از بهشت/ تصاویر.
باری، کسی اگر «نای سوخته» را خوانده و به آن واسطه با شهید ارتباط گرفته، این کتاب میتواند تداوم خوبی برای آن ارتباط باشد و کسی اگر هنوز با شهید خلیلی آشنایی ندارد، این کتاب میتواند شروع خوبی محسوب شود.