ضرر نمیکنی
عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْوَلِيدِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) يَقُولُ:«ثَلاَثٌ لاَ يَضُرُّ مَعَهُنَّ شَيْءٌ اَلدُّعَاءُ عِنْدَ اَلْكَرْبِ وَ اَلاِسْتِغْفَارُ عِنْدَ اَلذَّنْبِ وَ اَلشُّكْرُ عِنْدَ اَلنِّعْمَةِ.» (الکافي، ج۲، ص۹۵)
عبيد اللّه بن وليد، مىگويد: از امام صادق (عليه السّلام) شنيدم كه فرمود:«سه چيز است كه با وجود آنها چيزى زيان را نمىرساند: دعا در موقع گرفتارى، آمرزشخواهى هنگام گناه و سپاسگزارى هنگام نعمت.»
حداقل کردنِ آسیبها، اقتضای عقل هر انسانی است، اگر به چنین فناوری دست یابیم که در تعاملات خود آسیبها را بیاثر کنیم، به قدرتی بینظیر دست یافتهایم.
گاهی عوامل خارجی به ما آسیب میزند که پدافند لازم داریم، گاهی خودمان را به لجنزار افکندهایم و باید کاری کنیم تا غرق نشویم، گاهی هم سرمست و سربههوا، مغرور از بهرهای کم یا زیاد، حواسمان به چاههای هولناک جلوی پایمان نیست که باید عصایی را جلو بیندازیم و مراقب احوال خود باشیم تا مبادا تمام داشتههایمان از کف رود.
اما دعا بیمهای است که ما را از سنگ و کلوخهایی که در این دار بلا به سمت ما روانه است ایمن میدارد.
چالش این روایت آن است که چگونه اهل دعا بلا میبینند؟ چگونه خیلِ رُسُل بیش از مردم آزار دیدند و شبنشینِ غارِ حراء- صلوات الله علیه و آله- بیش از همه اذیت شده است؟ چرا صاحب کمیل و رفیق چاههای کوفه تیغ در چشم و استخوان در گلویش بود؟ چرا ظلمِ سیَهرویان ازل و ابد مانع آن شد تا حبیبۀ خدا قد کشیدن دُردانههایش را ببیند؟
دلیلش نهفته در نظام جامع حکمت خداست، بنا نیست دعا نظم تمام عالم را به هم بزند، دعا مانع آن دسته بلاهایی میشود که در نظام جامع حکمت خدا، ضروری نیست، اما دستهای از بلاها هستند که حذف آنها نشدنی است، ولی ضررشان جبرانپذیر است، اگر کسی دعا کند این بلا خودش ترفیع درجه است و اگر دعا نکند و دل به دلدار ندهد، خود را در سراشیبی سقوط رها کرده است.
به تعبیر دیگر برای اهل دعا، تمام این بلاها آتشی است که در پسِ آن گلستان است. بله ممکن است دنیای آنان در آن برهۀ خاص به مشکل بخورد، اما مسئلهای بزرگتر در زمانی دیگر حل شود؛ یا حتی تمام دنیاشان به آتش کشیده شود، اما ضرری به دین و انسانیت آنها نرسد؛ و این یعنی برآیند حوادث به سود اوست.
مشابه این عامل حفاظتی، حُب امیرالمومنین (علیه السلام) است که تا وقتی پابرجاست، مانع از فروریختن یک انسان با بُمب اعمال قبیح است (۱) چراکه این محبت پناهگاهی سیار به دورِ آدمی است و بازدارنده است از تهاجمات ناروا و اگر هم تهاجمی شد، ستونها را محکم نگه میدارد. جاذبۀ محبتِ علی، فردِ خاطی را به سوی خدای علی بازخواهد گرداند و بدیها بیاثر میشود. بله اگر گنهکار حاضر به ذبح محبت شد و آن را به لذتی بیبها فروخت، دقیقا آن زمان گوهر خویش را بیپناه گذاشته خود را به تار مویی وصل کرده و بر بالای دره معلق نگه داشته تا نسیمی به حضیض گمراهیاش بیفکند.
نتیجه آنکه دعا دفع صد بلا بکند/ اگر بلا برسد هم تو را رضا بکند
(1) ابن شاذان قمی، الروضة فی فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبیطالب (علیهم السلام)، ص 28؛ علامه حلی، نهج الحقّ و کشف الصدق، ص 259؛ دیلمی، الفردوس بمأثور الخطاب، ج 2، ص 142؛ سیوطی، الحاوی للفتاوی، ج 2، ص ۵۳؛ شافعى إیجى، فضائل الثقلین من کتاب توضیح الدلائل على ترجیح الفضائل، ص 227؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، ج 3، ص 197.