بحران هویت در جهان چندملیتی
مرور مرتضی شمسآبادی بر رمان نوجوان «کیمچی و کالاماری» اثر رز کنت
«کیمچی و کالاماری» رمانی است دربارۀ جوزف کالدرارو که در خانوادهای ایتالیایی زندگی میکند. پسری کرهای که به فرزندخواندگی در یک خانوادۀ ایتالیایی پذیرفته شده، خواهرانی دوقلو دارد به نامهای سوفی و جینا، مادرش آرایشگاهی زنانه دارد و او در بعضی کارهای آرایشگاه، از جمله بردن حولهها به خشکشویی نزدیک خانه و گرفتن حولههای تمیزشده کمک میکند. جوزف پسری دبیرستانی است که جشن تولد چهاردهسالگی و رسیدن به بلوغش را در حالی جشن میگیرد که پدرش بنا به سنت ملیشان به او «کورنویی» هدیه میدهد.
«کرونو... شاخ بز... مردای ایتالیایی برای خوششانسی اون رو میندازن. توی افسانهها اومده ازت دربرابر مالوکیو محافظت میکنه... منظورم همون چشمزخمه، آسیبهای شیطان.» (کنت، 1402: 13)
و جوزف از پوشیدن و نگه داشتن چنین چیزی بیزار است؛ چون خودش را ایتالیایی نمیداند و دلیلی برای چنین کاری ندارد. از طرفی معلم اجتماعی مدرسه تکلیف تازهای به بچهها میدهد. آنها باید مقالهای دربارۀ اجدادشان بنویسند و جوزف که اطلاعات و شناختی از اجدادش و فرهنگ کره ندارد دچار بحران و مشکل میشود. حالا هم میداند که یک ایتالیایی نیست، هم نمیتواند خانوادهای که سالها با آنها زندگی کرده را انکار کند، هم میداند کرهای است، هم هیچ دانشی و شناختی نسبت به فرهنگ خود ندارد و پدر و مادر واقعیاش را نمیشناسد. اما نمیشود دست روی دست هم گذاشت. باید تکلیفش را انجام دهد و به موقع به معلم بدهد... هرطور شده باید حرفی برای گفتن و چیزی برای نوشتن پیدا کند.
کیمچی و کالاماری رمانی است که در میانۀ دو فرهنگ کرهای و ایتالیاییِ «جوزف» حرکت میکند و جستوجو برای کشف و آگاهی از هویت و ریشههای این نوجوان را به نمایش میگذارد. زبان بسیاری ساده و عاری از پیچیدگی، حجمِ کم کتاب، سیر روایت خطی، اتفاقات ساده و معمولی و درگیریهای کمتنش، مجموعا کتاب را به اثری شبیه آثار زرد نزدیک میکند و با این حال و علیرغم شدت سادگی، حرفی برای گفتن دارد و کتاب ارزش بیشتری برای ما پیدا میکند وقتی بدانیم که رُز کنت، این داستان را بر اساس و به پشتوانۀ تجربهای که خودش و فرزندش «کانر»- که به سرپرستی او را قبول کرده- از سر گذراندهاند نوشته و حاصلش، قرارگرفتن این کتاب در فهرست کتابهای خواندنی جایزۀ کتاب خوانندگان جوان ربکا کاودیل ایلینویز، جایزه خوانندگان جوان Sunshine ایالت فلوریدا، جایزه شارلوت ایالت نیویورک، و جایزه انتخاب خوانندگان جوان لوئیزیانا در سال 2010 است.
با خرید و خواندن این رمان، با یک شاهکار ادبی یا حتی یک اثر برجسته در ادبیات نوجوان مواجهه نخواهید بود، همین الان یک رمان ایرانی تقریبا همسطح با موضوعی متفاوت در ذهن دارم که به مراتب بهتر از این اثر است؛ بااینحال خواندنش به اندازۀ دیدن یک فیلم قابل قبول نوجوان و نزدیک شدن به دغدغهای انکارناپذیر ارزشمند است.
پینوشت: