یک نویسندۀ بخصوص
درآمد پروندۀ مجید قیصری
همیشه نویسندۀ ایرانی و آثارش برایم اولویت داشته و دارد. ما باید متعصب باشیم روی نویسندههای خودمان و قدر بدانیم سرشناسهایشان را و حمایت کنیم تازهنفسها را؛ اگر قرار است به جایی برسیم باید از همه بیاموزیم اما آخر این ماییم که باید پشت به پشت همدیگر دهیم، عیوب خود را رفع کنیم و برای دل هم و رشد و آبادانی میهن تلاش کنیم. نمیشود آمال و آرزویمان واژههای ترجمهشده باشد و انتظار داشته باشیم ادبیاتمان رشد کند. نمیشود فروش نویسندگان خارجی از نویسندگان داخلی بیشتر باشد و انتظار داشته باشیم و نویسندگانِ ما به بهترین شکل ممکن عمل کنند و خندهدارتر از آن، انتظار داشته باشیم زبان و ادبیات فارسیمان زنده بماند و سلامت. نمیشود! شما هرچقدر هم میخواهید فیلمهای آموزشی ببینید و به نتیجۀ تلاش دیگران نگاه کنید که چقدر خوب کشاورزی میکنند؛ تا نروید و به گلتان آب ندهید، رشد نخواهد نکرد و زنده نخواهد ماند. نویسندگان، هنرمندان، اساتید و مؤلفانِ وطن، گلهایی هستند که نیاز به مهر و محبت ما دارند و تا نور نبینند به عظمتی که ما نیز از آن لذت خواهیم برد، نمیرسند.
استاد مجید قیصری، از نویسندگانِ صاحبِ نام، صاحب سبک، صاحب امضا و پُرسابقه و صاحب جایگاه ادبیات داستانی معاصر است. قیصری سالهاست مینویسد. هر کدام از کتابهایش موفق به دریافت جوایزی چند شدند و غالبا در جشنوارهها و مسابقات گوناگون نامزد دریافت جایزه و شایستۀ تقدیر بودهاند. از جایزۀ جلال آل احمد، تا انجمن قلم ایران و جایزۀ اوراسیا. داستانهای کوتاه و رمانهای قیصری به زبانهای مختلف ترجمه و راهی بازار بینالمللی کتاب شده و با وجود اوضاع نشر و مخاطب، ساکن نماندهاند.
او بارها در مؤسسات و مراکز فرهنگی-هنری دوره و کارگاه داستاننویسی برگزار کرده و بارها داور مسابقات داستاننویسی بوده و طی این سالها از راهنمایی هنرجویان و نویسندگان جوان دست نکشیده.
قیصری را غالبا به خاطر داستانهایش که در حالوهوای جنگ و تبعاتش نوشته میشناسند، حالآنکه با آثاری قوی در ذیل کارهایش، به مخاطب نشان میدهد که او یک نویسنده است، میتواند روی هر موضوعی دست بگذارد و منِ مخاطب و منتقد نمیتوانم او را محدود به چارچوبهای ذهنی خود کنم. شاهد مثال و اثبات این حرف را بگذارید مجموعه داستان «جشن همگانی» که متفاوتترین داستانهای کوتاه قیصری را در خود دارد و رمان «سه کاهن» که به شیرینی به برههای از زندگی نبی اکرم (ص) میپردازد.
مجید قیصری را نمیتوان نادیده گرفت. دارندۀ نشان درجه یک هنری که بالاخره فیلمنامهای که مشترکا به نگارش درآورده بود با نام «یک روز بخصوص» و به کارگردانی همایون اسعدیان ساخته و اکران شد. هرچند غالب آثارش پتانسیلی ناب برای تولید فیلم داشته و دارند؛ اما چه گویم که فیلمسازان دیوانهوار دنبال آبی میگردند که به راحتی برایشان مهیاست و آنها بیتوجه از کنارش میگذرند.
بر آنیم پرونده پرترهای داشته باشیم برای این شخصیت ماندگار در تاریخ ادب و داستان معاصر. در این پرونده- به مرور- هر آنچه باید و میخواهیم دربارۀ ایشان بدانیم، خواهیم آورد و خواهیم خواند. از نقد صاحبانِ قلم و نظر تا مصاحبههایی چند و زندگینامه و... باشد که روزبهروز مؤلفان دلسوز سرزمینمان را بیشتر بشناسیم و به نموّ خود و کشورمان کمک کنیم؛ تا دیر نشده.