به کلمات

به کلمات

زمان مطالعه: 2 دقیقه
زمان مطالعه: 2 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

خدایا، به تکیه‌ای که به تو داریم و تو بهترین تکیه‌گاهی بندگانت را، دل‌های ما از تهدیدهای دشمنان نلرزان و افکار ما را از رجزهایشان به تردید نینداز. مگذار دستمان به سبب حرف‌هایشان، از جهاد در راه تو بلرزد و پاهایمان از ایستادگی سُست شود. ما را تو تکیه‌گاهی و تو پناهی، چه تکیه‌ای از تو استوارتر و چه پناهی از تو امن‌تر؟!

خدایا، ادعا و تهدیدهای دشمنان را به مدد و مراقبتت از ما، پوچ و تُهی گردان و هرچه ما را به آن ارعاب می‌خواستند کرد، بر سر خودشان بیاور و به همان و بدتر از همان که در ذهنشان بود ما را مبتلا کنند، دچارشان کن.

تو صاحب کلماتی و خالق لغات و آفریدگار زبان و شکل‌دهندۀ اصوات. واژگان را در کلام و زبانِ ما چنان کن که از کوچک‌ترین حرفِ ما به رعشه افتاده و ترس، تمام وجودشان فرا گیرد. کاری کن که از هر تهدید و رجزِ ما به هزارتوی فکرها و واهمه‌های بی‌انتهایی دچار شوند که از تصمیم در ساده‌ترین امور هم بازمانند. چنان کن که نه فقط دشمنان و فرماندهان و رهبرانشان، که تمام مردمی که در پشت سر ایشان ایستاده‌اند نیز از ترسِ انتقامِ لشکر حق و انتقامِ تو از دشمنانِ دین و بندگانت، خواب به چشمشان نیامده و زندگی به کامشان تلخ و روزگار بر ایشان دوزخ شود.

ما به تهدیدهای ایشان از سلاحِ خویش دست نمی‌کشیم و به ادعایشان عقب نمی‌نشینیم؛ تو هم مثل همیشه که ما را در گرداب دنیا تنها نگذاشته‌ای، پشتیبان ما باش و تو خود ایشان را به عذاب و عقابی که برایشان درنظر گرفته‌ای تهدید و انذار دِه و همان‌ها هم بر ایشان نازل فرما.

ما را چه غم از هرچه، اگر تو باشی و تو را داشته باشیم و ما را چه اطمینان از هرچه، اگر تو را و حضور تو را در سینۀ خود احساس نکنیم؟! ما را باش که جز تو را نداریم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.