مثلِ تو
به درگاهِ تو که دعا میکنیم، آنها را به تظاهر مبین. دعا میکنیم که کمکمان کنی گفتار و کردارمان به هم نزدیک شود. دعا میکنیم کاری کنی که از تظاهر فاصله بگیریم. دعا میکنیم تا به اجابتشان ما را از تضادهایمان نجات دهی، نه اینکه دعاهایمان دروغ باشند، نقص باشند، ناقض باشند و در تضاد.
ما را به همسویی با کلامی که از دلمان برمیآید و کلامِ تو که بر دلها مینشیند توفیق ده و مگذار به جملهها یک نفر باشیم و به دستها نفری دیگر؛ به سطرها کسی باشیم و به صحنهها کسی دیگر؛ به نمازها فردی باشیم و به نیازها از افرادی دیگر.
دعا میکنیم تا شبیه آنها شویم که مثل دعاهای ما به تو نزدیکند و مثل دعاهایمان توفیق یافته به نگاه تواند؛ ما را به تفاوت اکنونمان با کلامِ جاری بر زبانمان مگیر.
به درگاه تو که دعا میکنیم، آرزومندیم که حتی ما را که خود میدانیم شبیه و شایستۀ هیچکجای این خواهشها نیستیم، به بزرگواری خود برگیری و بگذرانی از حدود و خطوط و اتفاق و برسانی به رستگاری ممدوحی که حتی ما نیز با تمام فاصلهمان از رهروان آن و از تو، باز آرزومند آنیم.
خدایا، ما در چشم و سر اگرچه سودایی و اگرچه خطاکار و بعید از قُربِ تو، لکن به یک چیز معترفیم و آن را خِلَل نیست و از قضا به همین یک چیز تمسک داریم و آن خدایی توست. هرچه باشد و بوده، هرچه هست و خواهد، تو خدایی و ما را خدایی تو مُسجل. ما به همین خداییات تو را میخوانیم. علیرغمِ نابندگیهایمان و به سبب همچنان خداییات بر ما، تو را میخوانیم. چون به هر حالی هم که باشیم تو را در اله بودنت تغییر نباشد، تو را میخوانیم.
و تو را میخوانیم، چون تو، اولین و آخرین و همیشه کسی هستی خواندهایم و میتوانیم خواند؛ به هر حال که باشیم و به هر مقام و روزگار که جای گرفته باشیم؛ زین سبب ما را چه جز این؟!