اعترافِ دیدنت

اعترافِ دیدنت

زمان مطالعه: 2 دقیقه
زمان مطالعه: 2 دقیقه
نویسنده: مرتضی شمس‌آبادی

ایمان به انتخاب است و اراده، به خواستن باور است بر چیزی که برای ردش هزاران دلیل است و برای پذیرشش هزاران. ما را به این انتخاب منصور دار.

خدایا، روزها که می‌گذرد، هر بار به پیشامدی، به خبری، به دیده و شنیده‌ای، به تغییری- که از اصول ثابت دنیای توست این تغییر- چشم‌و‌دل و فکر و افق، تغییر می‌گردد و به هم می‌ریزد و بنا می‌شود. در این ریزش و سازش، این پایین و بالا، این اوج و فرود، دست‌رسانِ ما باش به ایمانمان به خودت، به راه خودت، به نور خودت که با حقیقت هم‌آغوش است و کمکمان کن به پایداری به ایمانی که پای داشتنش روز‌به‌روز سخت‌تر و دشوارتر می‌شود.

خدایا، ایمانت را در دل‌هایمان بزرگ دار و پایه‌هایش را در سویدای وجودمان ریشه بگستران و ما را به آن به راه خودت استحکام بخش؛ تا اگر هم در رفت و برگشت‌های روزگار، رفتیم و برگشتیم، ایمانمان را به جایی در این مسیرِ همواره، جا نگذاریم. ایمانی که تو داری؛ آن هم بعد از کثرت معاصی- فردی و جمعی- و آن هم به چنین مخلوق زمین‌گیر شده و خانه‌نشینِ دنیایی فانی‌تر از خودش. زین روی اگرچه ما را به ایمانمان نواقص بسیار است، تو را نبوده و نیست؛ ما را اگر شایسته نیست در زمرۀ مؤمنان واقعی تو و دین تو خواندن، تو را اما شایسته است بنده‌نوازی و ایمان‌گستری و سایه‌بخشی، وقتی می‌دانی که جز تو نیست ما را.

خدایا، ما را از راهزنان کوچک و بزرگِ مسیر اعتراف به خداوندی و ایمانت در امان نگه دار و ما را بدان آسوده کن، که آرامِ ما تویی و دلخوشیمان مومن بودن به مهربانی ات.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.