بهشتیها را بشناس
امام جواد (علیه السلام) در بزرگیِ مقام بانوی کرامت (روحی فداها) فرمودهاند پاداشِ زائرش بهشت است. (كامل الزيارات: ۳۲۴). سخن در این است که این بهشتیان روی زمین- زائرانِ حرم حضرت معصومه-سلام الله علیها)- در مجاورت آن شفیعۀ بهشت چه بر زبان روان میسازند؟ خدا در کنار وعدۀ بهشت، چه فرصتی به آنها ارزانی کرده است؟ هرچه باشد گلِ سرسبدِ باری تعالی همان بهشتیان هستند دیگر، پس حتما از رانت سوگولی بودن بهرهها میبرند و از همین الان بر سرِ خانِ باکرامتِ باری تعالی مهمان خواهند شد. آری، جا دارد غبطه خورد به آنچه علیمِ حکیم به آن زائرین عطا کند. امام رضا (علیه السلام) پرده از این هدیۀ نورانی برداشته است؛ با نگاهی ژرف میتوان گفت ایشان در زیارتنامهای که خودشان به راهیان کوی بهشت آموزش دادند، به عالمیان اعلام کردند که خداوند متعال از این بندگان محبوب چگونه پذیرایی کرده است. مرور این متن الهی- این زیارتنامۀ زیبای آسمانی- نشان میدهد زائرین بهشتی آن مرقد مطهر از ابتدا تا انتها اجازه یافتهاند تا دعا کنند! آری! زبانشان به دعا حرکت خواهد کرد و بیش از پیش اوج خواهند گرفت... سخن، از اکرامِ روزافزون است.
1- ابتدای زیارتنامه، دعای سلامتی است برای کسانی که بهشت به نامشان سند خورده؛ از آدم ابوالبشر گرفته تا انبیاء اولوالعزم، پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله)، خدیجه کبری و فاطمه زهرا (سلام الله علیهما)، پنج تن آل عباء و ذریۀ نجباءشان (علیهم صلوات الله اجمعین). دعایی که هر روز بارها و بارها آن را خرج اطرافیان میکنیم و درعینحال خیلیهامان توجه نداریم که این دعایی است فوق کوتاه و فوق عمیق، با پوشش نام زیبای خدا: «سلام». سلام یعنی: طلب امان از زشتیها برای مخاطب.
بعد از این لُقمهلُقمه خواستهها در دهان زائر گنجانده میشود. با دعایی متمایز سهم خاتم اوصیاء به عنوان گل سرسبد خلقت از بقیه جدا میگردد:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِکَ وَسِراجِکَ، وَوَلِیِّ وَلِیِّکَ، وَوَصِیِّ وَصِیِّکَ، وَحُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ»
(پروردگارا درود فرست بر نور تابان و چراغ فروزان خود و ولى خويش و جانشين جانشينانت و حجت خود بر آفريدگانت.)
2- سپس سلامی مؤدبانه بر صاحبخانه نثار میشود و از اینجا دعا برای خودِ گوینده شروع میشود؛ نزدیک نیمی از زیارتنامه اختصاص به این بخش دارد. به او یاد میدهند همان ابتدا حرف آخر را بزند و قله را معَین میکند؛ زائر تصویر ایدهآل خود از قیامت بهشتیاش را درخواست میدهد:
«السَّلامُ عَلَیْکِ عَرَّفَ اللهُ بَیْنَنا وَبَیْنَکُمْ فِی الْجَنَّهِ، وَحَشَرَنا فِی زُمْرَتِکُمْ، وَ أوْرَدَنا حَوْضَ نَبِیِّکُمْ، وَ سَقَانا بِکَأْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طالِبٍ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ، أَسْأَلُ اللهَ أَنْ یُرِیَنا فِیکُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ، وَ أَنْ یَجْمَعَنا و ِإِیَّاکُمْ فِی زُمْرَهِ جَدِّکُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ»
(سلام بر تو باد! خدا بين ما و شما- خاندان عصمت- در بهشتِ ابد رابطه و شناسايى برقرار دارد و ما را در زمرۀ شما محشور گرداند و بر حوض كوثر پيغمبر شما وارد سازد و به كاسۀ جد شما از دستِ ساقى كوثر على بن ابى طالب (صلوات الله عليكم) سيراب گرداند. از خدا درخواست مىكنم كه دوران سُرور و فرج شما اهل بيت را به ما بنمايد و ما را با شما خاندان طهارت در زمرۀ جد بزرگوارتان حضرت پيغمبر (صلى الله عليه و آله) جمع و محشور فرمايد.)
3- بعد قدمهای رسیدن به این عاقبتِ زیبا را مطرح میکند:
گام اول: کسب شناخت مسیر از نامسیر است، اول باید آدرس را پرسید و در جادۀ سعادت افتاد:
«وَأَنْ لَایَسْلُبَنا مَعْرِفَتَکُمْ إِنَّهُ وَلِیٌّ قَدِیرٌ»
(و هرگز معرفت شما را از قلوب ما بازنگيرد كه البته او سرپرستی قادر است.)
4- سپس باید سوختِ این مسیر را با محبت آل الله تعیین کرد و تمنا نمود:
«أَتَقَرَّبُ إِلَى اللهِ بِحُبِّکُمْ، وَ الْبَراءَهِ مِنْ أَعْدائِکُمْ»
(من به درگاه خدا نزدیک میشوم با محبت شما اهل بيت و بیزاری از دشمنانتان.)
5- زائر با خود مرور میکند که باید فکر و اعضا و جوارح- یا همان چرخدندههای لوکوموتیوِ هدایت- را مطیع جاده کرده و سوخت را هدر ندهد. باید تسلیم ارادۀ خداوند شد و شک در خود راه نداد که شک، موجب نشتیِ باکِ بنزین است:
«وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللهِ راضِیاً بِهِ غَیْرَ مُنْکِرٍ وَلَا مُسْتَکْبِرٍ، وَعَلَى یَقِینِ مَا أَتى بِهِ مُحَمَّدٌ وَبِهِ راضٍ»
(و بارضایت کامل و نه از روی غرور و تکبر به فرمان خدا تسليمم و به آنچه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به وحى آورده است یقین دارم و راضىام.)
6- و مقصود از همۀ این خواستهها فقط برای رسیدن به همان هدف اول است و لا غیر:
«نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ یَا سَیِّدِی اللّهُمَّ وَرِضاکَ وَالدَّارَ الْآخِرَهَ»
(اى مولاى من! این بنده، رضا و خشنودى تو را و سعادت عالم آخرت را طلب میکند.)
7- حالا باید دانست که این مقصود بزرگ را که در مسیری پُرمخاطره قرار دارد، نمیتوان به سلامت پشت سر گذاشت مگر با پادرمیانیِ آبرودارِ آن حوالی، پس باید دعا کرد و دستبهدامنِ او شد:
«یَا فاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ»
(اى فاطمه معصومه! مرا در مورد بهشت شفاعت كن كه تو نزد خداى متعال شأن و مقامی بلند داری.)
8- و دعای پایانی آن است که نکند در اواخر جاده، خوابمان ببرد یا هوسی نابهجا ما را به درۀ هلاکت اندازد. باید التماس به خدای مهربان نمود تا روی از ما نگرداند و او را به صفات جلالهاش قسم داد تا دعایمان را اجابت فرماید:
«اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعادَهِ فَلَا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ. اللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَ تَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَ عِزَّتِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ وَ عافِیَتِکَ، وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
(پروردگارا! من از تو درخواست مىكنم كه عاقبتِ مرا به سعادت ختم كنى و ايمانى كه اكنون بر آنم هرگز از من سلب نگردانی؛ و مىدانم كه هيچ قوه و قدرتى جز به واسطۀ خداى بلندمرتبۀ بزرگ نخواهد بود. پروردگارا! دعاهاى ما را پذيرفته و مستجاب فرما، به حق كرم و بزرگواريت و عزت و جلال و رحمت و بخشايشت. و درود و تحيت كامل بر حضرت محمد و تمام اهل بيت آن بزرگوار اى مهربانترين مهربانان عالم.)
*
میبینیم که ماهیت یک سفر بهشتی، سرتاسر «دعا» بود و تمنا؛ و چه زیباست این دعا و چه لازم است این تمنا!