در آینه
زمان مطالعه:
1 دقیقه
•
نویسنده:
مرتضی شمسآبادی
هر صبح را با تو منم
هر شب تو را من بیشتر
هر لحظه را
هر واژه را
هر چشم را در پیشِ رو
هر انعکاس از پیشِ سر
من را کدامین راه آخر میرسد
آخر مرا
حاصل چه سر؟
یک عمر را مهمان تو
هستیِ هر دم از عدم
من با تمام سرکشیها بازمیگردم تو را
بلکه مرا
گیری به بَر
این شب به صبحی میرسد
شب میرسد زان بازهم
از تو به تو
از من به من
دنیا تمامش نیز در این دو به هم
من نه
تویی تنها
که تنهاتر ز من...
این مطلب را به اشتراک بگذارید
دیدگاه و پرسش
برای ثبت دیدگاه لطفاً وارد شوید.